سيد محمد دامادى
442
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
مخلوقان از يك جانب توان شنيدن و اين سخنى است كه از همه جانبها مىشنويم . و ديگر سخن مخلوق را به گوش توان شنيدن و اين را به هفت اندام مىشنويم . ديگر كه سخن مخلوق را اين هيبت نبود و اين را هيبت است . ديگر سخن مخلوق را انقطاع بود و اين سخن منقطع نمىشود ، و ديگر سخن مخلوق را لذّت نبود و كلام حق را هر ساعت ، لذّت بيشتر است . ديگر در شنيدن سخن مخلوق ، زود ملالت افزايد و از كلام حق ، هر ساعت راحت بيشتر مىآيد ، هر چند بيش شنوى ، راحت و لذّت بيش است و سيرى نيست . چندين حجّت با ايشان بگفت . گفتند : اين همه شنيديم ليكن ترا مصدّق نداريم تا ببينيم و بدانيم كه كلام حق است . چون اين سخن بگفتند ، موسى عليه السّلام غمگين شد و گفت : الهى مىدانى كه اين قومىاند نادان و مرا تصديق نمىكنند . من درماندم با ايشان . در ساعت آتشى در آمد و آن هفتاد كس بسوخت . موسى چون چنان بديد ، غمناك شد . گفت الهى اين بزرگترين امّت من بودند و هر كسى از ايشان تبع دارد ، من چگونه بازگردم بىايشان ؟ ! مرا گويند : تو ايشان را هلاك كردى و زندگانى بر من ناخوش گردد و قوم در شكّ و تهمت افتد . گويند كه موسى ايشان را ببرد تا كلام حق شنوند و ما را خبر دهند و اكنون همه را هلاك كرد و همه دروغ مىگويند . حق تعالى ايشان را در ساعت زنده گردانيد . موسى عليه السّلام ايشان را گفت : همه يقين گشتيد ؟ گفتند : گشتيم و همه بدانستيم كه راست مىگويى . موسى عليه السّلام از حقّ تعالى درخواست تا ايشان را گرامى گرداند تا بر حال ديگر بر قوم روند . حقّ تعالى ايشان را نام خلافت داد تا خلافت و مملكت و نبوّت در نسل ايشان باشد . و نام دادم ايشان را علماء بنى اسرائيل و همه را فهم دادم تا تورات را بخوانند . پس بازگشتند با موسى عليه السّلام و به نزديك بنى اسرائيل رفتند . و در بعضى قصص چنين آمده است كه ديدار خواستن موسى درين وقت بود ، ليكن اين درست نيست بلكه در وقت ديگر بود كه ما بين اين تا وقت ديدار خواستن هفت ماه بود . پس چون روزگار بر آمد اين اخيار گفتند يا موسى آن كرامت كه حق تعالى ما را وعده كرده بوده ، ما آن را نيافتيم و دانيم كه از شومى گناه ما بود . اكنون چه بود كه بر وى و از حق تعالى بخواهى تا بدهد . موسى دعا كرد . اجابت آمد . پس كار بساخت رفتن را